استفاده از چارچوب ITIL برای مدیریت سیل

استفاده از چارچوب ITIL برای مدیریت سیل

استفاده از چارچوب ITIL برای مدیریت سیل

سیل، انفورماتیک را هم با خود می برد!

استفاده از چارچوب ITIL برای مدیریت سیل

سیل، هزاران خانه و هزاران نفر را در ایران تحت تاثیر خود قرارداد، بسیاری جان باختند و میلیاردها تومان ضرر به اموال مردم و زیرساخت شهری وارد آمد، وسعت تاثیر این اتفاق طبیعی تقریبا کل کشور بود. شبیه تمامی اتفاقات طبیعی و غیرطبیعی که چالشی برای مسئولین و سازمان مدیریت بحران کشور است که گویی هرگز قرار نیست درس بگیریم و آنها را درست مدیریت کنیم.

آیا با رویکرد ITIL در ستاد مدیریت بحران می توانستیم بر این اتفاق فائق آییم؟

برای پاسخ به این سوال سناریو سیل اخیر را بدقت بررسی می کنیم:

هواشناسی ایران با توجه به امکانات و ابزارها، کم و بیش هشدارهایی را از ابتدا مطرح کرد اگرچه شدت و حدت آنها را نتوانست به همه اعلام کند اما در هر صورت وضعیت بارش ها را به اطلاع مردم رساند. این هشدارها شبیه همان ایمیل های Security Alert هایی است که در انفورماتیک دریافت می کنید. بنابراین در فناوری اطلاعات نیز اگر تاثیر و قدرت هشدارهای امنیتی در نظر گرفته نشود عملا پیامهایی که می آید سریعا راهی زباله دانی ایمیل می شود یعنی مستقیما به داخل Junk Emails هدایت خواهد شد! خُب ببینیم، پس تا اینجا نتیجه می گیریم هواشناسی رویه اعلام هشدارها را بصورت کاملا عادی مطرح کرد اما  چرا هواشناسی قادر به تعیین عمق رخداد بارش های سیل آسا نشد!؟

در فاز نخست مهمترین دلیل: عدم وجود ابزارهای شناسایی و سنجش دقیق و همچنین فقدان سیستم های مانیتورینگ حرفه ای و به روز بود زیرا بدون این ابزارهای حرفه ای امکان تعیین حجم حادثه و تعیین آستانه هایی آن برای پیش بینی دقیق عمق فاجعه میسر نخواهد شد. بنابراین نبود امکانات لازم در هواشناسی سبب شد تا نرخ تاثیر و اهمیت این رویداد به دقت ارزیابی نشود و موضوع بارش های بهاری کاملا ، عادی در نظر گرفته شود. عدم وجود ابزارهای شناسایی و مانیتورینگ، نبود مدیریت حادثه ابزار الزامی کار آنهاست که فاقد آن هستند به عبارتی هواشناسی ایران باید مجهز به ابزارهایی دقیق برای تعیین میزان شدت و حدت و آستانه های تحمل راهها، سدها و… پیش از وقوع هر حادثه ای می شد.

شاید این مطلب را هم دوست داشته باشید:  آیا مدیریت مشکل را در زندگی شخصی احساس کرده اید!؟

نبود مدیریت حادثه

گفتیم که تقریبا هواشناسی ایران با توجه به امکانات و ابزارها، هشدارهای را مطرح کرد اما چرا نتوانست دقیقا حساسیت موضوع را اعلام کند؟ مهمترین دلیل این موضوع  فقدان سیستم های مانیتورینگ دقیق بود زیرا بدون آن تعیین حجم حادثه و تعیین آستانه هایی آن برای پیش بینی دقیق عمق فاجعه میسر نخواهد شد عدم وجود ابزارهای شناسایی و مانیتورینگ، نبود مدیریت رویداد اساس کار آنها بود که فاقد آن هستند به عبارتی هواشناسی ایران باید مجهز به ابزارهایی دقیق برای تعیین میزان شدت و حدت و آستانه های تحمل راهها، سدها و… می شد.

 عدم تعیین آستانه ها و خط قرمزهای لازم نسبت به  وضعیت و جغرافیای شهری و روستایی کشور سبب شد تا پیش بینی درستی از تاثیر باران ها و آسیب های آن نداشته باشیم. تا به واسطه ویژگی هایی نظیر”تاثیر”، “اولویت”، “فوریت”و” ضرورت” درک اهمیت این اتفاق برای مردم و مسئولین جدی گرفته شود. یعنی هواشناسی، وزارات راه و ستاد مدیریت بحران بعنوان تکنسین های اریاه کننده خدمات، قادر به تعیین دقیق حساسیت موضوع نشدند تا هم جلوی پیشروی خسارات ها بگیریند و هم مردم (مشتریان) آگاهی بیشتری به دست آورند. همین موضوع شد فاجعه سیل در گوشه کنار ایران…

نبود مدیریت مشکل

در نهایت سیل به راه افتاده بود، در برخی نقاط تلفاتی به بار آورد و خسارات زیادی وارد کرد. فهمیدیم بارش ها روز به روز افزایش یافته و هواشناسی هم مکرر و با جدیت پا به میان گذاشته و هشدارها را بصورت تاکیدی و جدی و هر لحظه ارایه می کند از گوشه و کنار اتفاقات و مرگ و میر و خرابی های سیل به گوش می رسید سیل فراگیر شده! این یعنی مدیریت مشکل در ایران وجود ندارد! چرا که از تکرار رخدادها در سیل گلستان و سایر نقاط، اطلاع رسانی های بیشتر و تمهیدات لازم می شد جلوی تکرار خسارات را با استفاده از مدیریت مشکل گرفت. اما از اولین رخدادهای مرتبط با خرابی های سیل،  سازمان مدیریت بحران، تلاش و انرژی خود را بر روی مناطق و رخدادهای آنها گذاشت و درگیر رخدادهای مربوط به هر شهر شد، زمان، هزینه و عدم مدیریت یکپارچه و نقطه به نقطه سبب شد تا تیم های امداد بر یک نقطه متمرکز شوند و از نقطه دیگری غافل! همین شد که جای جای کشور غرق سیلاب شد و قدرت تیم های امداد کم و کمتر… حتی در نقاطی که متمرکز هم شده بودند دیگر کار از کار گذشته بود و فقط آب را از جایی به جایی دیگر هدایت می کردند و عملا خروج آب میسر نشد.

شاید این مطلب را هم دوست داشته باشید:  خدمات دانش محور حلقه گمشده در مدیریت دانش!

نبود مدیریت تغییر:

مجوزات غیرقانونی ساخت و ساز در بستر رودخانه ها و مسیل ها، ساخت و ساز در کنار رودخانه ها (فقط با پرداخت جریمه!)  تبدیل بستر رودخانه ها به جاده و هتل و.. همه و همه نشان از نبودن مدیریت تغییر در کلیه ارکان حکومتی مملکت دارد فاجعه سیل دروازه قرآن شیراز نمونه بارزی از فقدان مدیریت تغییر است، ورودی شهر شیراز با از بین رفتن بستر رودخانه خشک شده و تبدیل آن به یک جاده ورودی زیبا، بسیار شهر را چشم نوازتر کرده بود اما دریغ از قدری کارشناسی دریغ از قدری رعایت مدیریت تغییر…

قطعا برنامه و هدف شهردار شیراز اگر به دیده مثبت نگاه کنیم  این بود: “تغییر بستر رودخانه به جاده برای ساخت هتل ها و تقویت گردشگری و زیبایی بصری شهری”

اما این تغییر فقط به ظاهر زیبا بود و بی شک، این تغییر در هنگام ثبت، به تایید هیات مشاورین تغییر یا نظرات کارشناسی درست نرسیده و یا اگرهم رسیده با برخی زد و بندهای داخلی رفع رجوع شده، بنابراین می تواند نتیجه گرفت که آنها بدون تایید افراد خبره ی کار، پروژه را خودسرانه انجام داده اند.

 شبیه تمامی تغییرات بظاهر خوب و امنیتی در فناوری اطلاعات، این تغییر نیز فقط بظاهر خوب بود اما در عمل کارایی لازم را از دست داد.

داشتن تفکر ITIL در مدیریت و ارایه خدمت بی شک می تواند رهگشای بسیاری از  گره ها شود و شدت بسیاری از مصائب را با آن کاهش داد. بنابراین اگر مسئولین خود را خدمتگزار مردم می دانند بی شک از شبیه تکنسین های میزخدمت انفورماتیک هستند که لازم است تا با هوشیاری لازم با استفاده از ابزارهای پیشرفته مانیتورینگ پیش از همه از رخدادها مطلع شوند، مدیریت حادثه بهتری داشته باشند، با جلوگیری ار حوادث تکراری در گوشه کنار، و نرخ تکرار آنها، مدیریت مشکل مطلوبی ارایه کنند و با اعمال تغییرات بهینه و استفاده از شایسته سالاری و پرهیز از رانت و سواستفاده های شخصی و گروهی، مدیریت تغییر زیباتری به نمایش بگذارد و همواره در بهبود خدمات و خدمت رسانی به مردم (کاربران) بکوشند.

شاید این مطلب را هم دوست داشته باشید:  لیست کامل ۲۵ فرایند ITIL

در هر صورت اگر به دنبال عدم تکرار چنین رخدادهایی هستیم “بهبود مستمر” می تواند رویه ای صحیحی باشد. فرهنگ سازی کشور در مواجهه شدن با حوادث طبیعی و انسانی، فرهنگ سازی نگاه مدیران و مسئولین کشور به مدیریت بهینه خدمات سبب می شود تا بهبود مستمر همواره به دست آید تا شاهد آسیب های کمتری شویم. بهرحال باید درس لازم را گرفت برای جبران!

مهمترین دلایل عدم مدیریت صحیح بلایای طبیعی در کشور :

  1. نبود ابزارهای حرفه ای مانیتورینگ (ابزارهای دقیق سنجش و اندازه گیری و اعلام گسترده هشدار بطور خودکار)
  2. نبود مدیریت رخداد
  3. نبود مدیریت مشکل
  4. نبود مدیریت تغییر
  5. نبود معیارهای سنجش ریسک
  6. نبود معیارهای سنجش تاثیر
  7. نبود بهبود مستمر

در نهایت می تواند نتیجه گرفت که اگر سازمان مدیریت بحران، هواشناسی و … تفکر ITIL-ی داشته باشند دچار چنین فاجعه های تلخی نخواهیم شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حل معادله *

error: نیازی به کپی نیست همه چیز در دیدرس شماست